جعفر ابراهیمی

  • تـولد: 21. مهر 1330
  • محل تـولد: اردبیل
  • بازدیدها: 5017

زندگی‌نامه، آثـار و سوابق هنری

جعفر ابراهیمی، متخلص به: شاهد، در یکی از روستاهای کوهستانی در اردبیل به دنیا آمد و تا ده سالگی آن جا ماند. دوران نوجوانی را مثل اغلب نویسندگان و هنرمندان به سختی گذراند تا این‌که توانست بیش از ۱۲۰ عنوان کتاب برای خردسالان، کودکان و نوجوانان منتشر کند. وی از همان کودکی متوجه شد تا حدودی استعداد شعر گفتن دارد و هنگام بازی جمله های موزون می ساخت. او به قصه و داستان های قدیمی هم علاقه داشت و حتی برخی از آن ها را به شکل تئاتر اجرا می کرد. وی بدون آن که خبر داشته باشد چیزی به نام تئاتر هم وجود دارد؛ افسانه های قدیمی را به شکل نمایش اجرا می کرد. او تحصیلاتش را از مکتب خانه خانم باجی، واقع در زادگاهش آغاز نمود و بعدها که مدرسه ای با یک معلم و کلاس در روستا ایجاد شد، تا کلاس چهارم ابتدایی را در آنجا گذراند. او در ۱۱ سالگی به تهران آمد و در دبستان تربیت، واقع در خیابان جوادیه تهران، تا کلاس ششم دبستان را خواند. سپس وارد دبیرستان مذهبی شیخ طبرسی واقع در خیابان خیام، جنب حرم سید نصرالدین شده و توانست در رشته ریاضی دیپلم خود را بگیرد. و از همان ابتدای ورود به تهران با مجله کیهان بچه‌ها و مجله دختران و پسران آشنا شد. جعفر ابراهیمی اولین شعرش را در کلاس ششم دبستان به تقلید از پروین اعتصامی سرود. (ای بلبل سرگشته که آواره به دشتی / جز رفتن از این لانه به آن لانه چه دیدی؟) او هنگامی که در کلاس هفتم بود، چند شعر خود را برای مجله‌ها فرستاد و چاپ شد؛ اما دوستانش باور نمی‌کردند که این شعرها مال اوست. آن‌ها می‌گفتند، اسم جعفر ابراهیمی زیاد است و از کجا معلوم این شعرها مال تو باشد؟ تا اینکه یکی از دوستانش پیشنهاد داد یک نام مستعار انتخاب کند. او هم از حافظ کمک گرفت و این شعر آمد: شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد / بنده طلعت آن باشد که آنی دارد. او به همین دلیل تخلص شاهد را انتخاب کرد و جعفر ابراهیمی شاهد شد. با این نام، دو شعر به مجله‌ فرستاد و هر دو در کنار هم چاپ شد و بالاخره دوستان باور کردند که ایشان شاعر هستند. چون واژه شاهد،‌ شاعر بودن ایشان را شهادت می‌داد!

وی از همان نوجوانی اشعار کودکانه و البته بیش‌تر از طبیعت و روستا می‌سرود، اما همه این موضوع ها مورد علاقه کودکان و نوجوانان بود. از همان زمان خیلی‌ها به او می‌گفتند که بهتر است به طور تخصصی برای کودکان و نوجوانان شعر بگوید. به تدریج سرودن برای گروه سنی کودک و نوجوان را آغاز کرد و از سال 1358، به طور جدی نوشتن داستان برای کودکان را نیز به شکل جدی شروع کرد که قصه‌های اول، رگه‌هایی از طنز هم داشتند. در سال 1359، از وزارتخانه دارایی به کانون پرروش فکری کودکان و نوجوانان منتقل شد و مسئولیت شورای شعر کانون را به عهده گرفت و مدتی هم سردبیر مجله آیش بود که در آن آثار ادبی و هنری کودکان و نوجوانان هفت تا هفده ساله منتشر می‌شد. به هر حال بعدها در کانون مسئولیت‌های دیگری نیز به عهده گرفت. دبیر جشنواره کتاب و دبیر جشنواره مطبوعات کانون پرورش فکری بود. در سال 1368، رمان: یک سنگ،‌ یک دوست، به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد. همچنین کتاب از سوی مجله سروش و حوزه هنری نیز به عنوان کتاب سال معرفی شد. در سال 1373، کتاب آواز پوپک وی را به همراه سه کتاب دیگر به عنوان کتاب سال مشترک انتخاب کردند. این کتاب از سوی شورای کتاب کودک و مجله سروش نوجوان نیز به عنوان کتاب برتر معرفی شد و نشان پرنده کانون پرروش فکری کودکان و نوجوانان را نیز به دست آورد.

از مجموعه شعرها برای نوجوانان می توان به: آواز پوپک، آسمان ابری نیست، بوی گنجشک، بوی کال یاس، سبزپوش مهربان و از رمان نوجوانان می توان به یک سنگ یک دوست، در سوگ سهراب، در کوچه های خیس، شبهای بی فانوس، و از قصه برای نوجوانان می توان به همزاد و از مجموعه شعر برای کودکان می توان به: آمده ام دوست بدارم، شعری از گربه و موش، خورشیدی اینجا خورشیدی آنجا، آب مثل سلام، مثل یاس و از رمان های کودکان می توان به ماجراهای جوری جورتان، گلدره و گلتاج، جادوگر سرزمین بی سایه و از قصه های کو اشاره کرد.  در سال ۱۳۵۶، عبارت: نصر، به شناسنامه ابراهیمی اضافه می‌شود و  نام او به: جعفر ابراهیمی نصر تغییر می‌یابد. او بیش از پنجاه سال در زمینه ادبیات داستانی و شعر، فعالیت نموده و مسئولیت های مختلفی را نیز برعهده داشته است.

 

از زبـان استـاد

سال ششم دبستان بودیم و به ما موضوع انشا داده بودند که در آینده می‌خواهید چه کاره شوید؟ هر کسی یک چیزی نوشته بود. یکی نوشته بود: خلبان و … کمتر کسی این کاری که من می‌خواستم  را شغل می‌دانست. در آن زمان، نویسندگی و شاعری را به عنوان شغل نمی‌پذیرفتند! من نوشته بودم که در آینده می‌خواهم نویسنده و شاعر بشوم. بچه‌ها هم موقع خواندن انشاء مسخره‌ام می‌کردند! به بچه‌‌ها گفتم ممکن است الان من را مسخره کنید و به من بخندید ولی روزی خواهد رسید که شعرهای من در کتاب‌های درسی چاپ خواهد شد و بچه‌های شما را به زور کتک وادار خواهند کرد شعر من را حفظ کنند! بچه‌های کلاس از خنده داشتند غش می‌کردند و اتفاقاً این حرفی که زدم رخ داد. بچه‌های آن‌ها و بچه‌های خودم شعر: خوشا به حالت ای روستایی، را باید حفظ می‌‌کردند.

 

سوابق و مسئولیت ها

- مسئول شورای شعر کانون پرورش فکری (از سال ۱۳۶۰ تا هنگام بازنشستگی در سال ۱۳۸۰)
- سردبیر جنگ ادبی آیش
- دبیر شش دوره جشنواره مطبوعات
- دبیر سه دوره جشنواره کتاب کانون پرورش فکری و
- دبیر جشنواره مطبوعات کودک به مدت 7 دوره و چند دوره داوری کتاب سال
- همکاری نزدیک با مجله کیهان بچه ها، از اواخر دهه پنجاه تا اوایل دهه هفتاد
- همکاری باصدا و سیما، به مدت 12 سال
- همکاری با انتشارات امیرکبیر در حوزه ادبی شعر و داستان
- دریافت نشان درجه یک، درادبیات، معادل دکتریٰ در سال ۱۳۸۶
- تالیف بیش از ۱۵۰ کتاب، برای گروه‌های سنی مختلف


آثـار

1367 - یک سنگ و یک دوست: کتاب سال
1372 - آواز پوپک: کتاب سال
1374 -  آسمان ابری نیست: برندة جایزة بزرگ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
- آب مثل سلام: برنده جایزه بزرگ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
- خورشیدی اینجا خورشیدی آنجا: کتاب برگزیده شورای کودک
- بوی گنجشک: کتاب برگزیده سروش نوجوان
- در کوچه‌های خیس: برندة دیپلم افتخار از جشنواره کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
- پلی به‌ سوی شعر ، برنده دیپلم افتخار از جشنواره کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
- آواز پوپک، برنده جایزه بزرگ( مداد پرنده) از جشنواره کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، وکتاب برگزیده سروش نوجوان
- فصل خون مهتاب -  برنده لوح زرین جشنواره کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
- تا کجای آسمان - برنده لوح زرین جشنواره کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
- آسمان دوم - رتبه اول کتاب سال ولایت
- تندیس جایزه شعر عباس یمینی شریف - شورای کتاب کودک


مجموعه شعر نوجـوانان

- آواز پوپک
- آسمان ابری نیست
- بوی گنجشک
- بوی کال یاس
- سیب و پرنده
- پروانه درباران
- سبزپوش مهربان
- تا کجای آسمان
- صلح مثل چای تازه دم
- می نویسم ابر، باران می شوم
- غصه ها را ساده کن
- به خاطر پرنده ها
- باغ سیب
- بوی نان تازه
- یاس و پرنده
- لبخندشبنمها
- فصل خونِ مهتاب
- تو بوی سیب می دهی!
- قالی رنگین کمان
- باغ سبز شعرها
- شعرهای بارانی
- ماری که شاعرم کرد
- تکرار نام تو
- رازهایی درباد
- خانه ام ابری نیست
- پرنده، خواهر من است - مجموعه شعرهای عاشقانه برای نوجوانان


رمان نوجـوانان

- یک سنگ و یک دوست
- در سوگ سهراب
- در کوچه‌های خیس
- شبهای بی‌فانوس
- پایان شب سیه
- جمعه در محاصره کاراگاهان
- جادوگران سرزمین بی سایه
- ماه خورشید کلاه
- حکایت اردیبهشت
- پروین - زندگینامه داستانی پروین اعتصامی
- دوست میدارمت به بانگ بلند - زندگینامه داستانی پیامبر اسلام (ص)


قصه نـوجوانان

- همزاد
- قلعه سنگباران
- پیرزن و دزدها
- من و اسب آغا محمدخان قاجار - مجموعه قصه طنز
- بیژی
- داستان رستم و سهراب
- بازار عطاران
- قصه‌های شیرین مثنوی - در چهار مجلد
- که مپرس...
- قصه‌های هفت اورنگ جامی
- قصه‌های گلستان سعدی
- قصه‌های بوستان سعدی
- بیست و هشت قصه از مصیبت نامه عطار
- قصه‌های پیامبران -۲۶ قصه


مجموعه شعـر کودکـان

- آمده‌ام دوست بدارم
- شعری از گربه و موش
- خورشیدی اینجا خورشیدی آنجا
- آب مثل سلام
- میوه ها
- مثل یاس
- تولد قارقارک
- الک دولک، یه آدمک
- آسمان را بنویس
- کیستم من؟ چیستم من؟
- خدا چه مهربان است
- مادر درباران آمد
- کلاغ تشنه( قصه منظوم)
- دوستی کلاغ و کبوتر - قصه منظوم
- خوشا به حالت ای روستایی
- مارمولک دروغگو
- عروسک جان، لالا کن!


رمـان کودکان

- ماجراهای جوری جورتان
- گلدره و گلتاج


قصـه کودکان

- خاله سلطان
- آن شب که باران آمد
- خرگوش و رودخانه
- قارچها در باران
- چاقالو کوچولو
- خرگوش و رودخانه
- خرس باکلاه، خرس بی کلاه
- خورشیدخانم آفتاب کن
- کلاغ آوازخوان
- لاکپشت اخمو
- خداحافظ تا بهار
- آن مرد بازی می کند - قصه منظوم
- اوبرادرمن است - قصه منظوم
- داستان گردنبند - قصه منظوم
- عیسی - داستان
- دانیال - یک داستان
- طوطی و بقال
- شیر درنده و خرگوش باهوش
- پرنده گرفتار و باغبان طمعکار
- تولد بابابزرگ
- بوس بابابزرگ
- زاغ و مار
- ده قصه از هفت اورنگ جامی - برای کودکان
- سوسک طلا
- سفر با بادبادک
- حسنی و گرگ و بره
- قصه هایی درباره امام هادی(ع) - ده جلدی - یک قصه در هر جلد.
- گُلِ عزیزِ نرگس

تو بوی سیب می‌دهی
این کتاب شامل مجموعه اشعاری درباره چهارده معصوم (ع) است. چرا که سخن گفتن و سرودن شعر درباره پیشوایان دین همواره ساده نبوده و در ابن اثر، شاعر با زبانی ساده و روان و تحت عنوان‌های مختلف به آنان پرداخته است. عنوان: تو بوی سیب می‌دهی، نام یک شعر کتاب و درباره امام زمان (ع) است.

آسمان خون گریه کن!
ابراهیمی با توجه به علاقه‌اش برای نوشتن زندگینامه امام حسین (ع)، پس از مطالعه فراوان سرانجام توانست کتاب: آسمان خون گریه کن! را به زبان شعر درباره مقام امام حسین (ع) و فاجعه کربلا بنویسد.

فصل خون مهتاب
این کتاب بیانگر واقعه عاشورا است که در آینه شعر بازتاب یافته است. کتاب روایت ساده و روانی است که از زبان دسته‌های مختلف زنجیرزنی و سینه‌زنی در ایام عاشورا نقل شده است.

چیستم من؟
در این کتاب، چیستان‌ها با زبان شعر از خود حرف می‌زنند و نشانه‌های خود را یکی یکی معرفی می‌کنند. تصاویر زیبای کتاب نیز به خواننده کمک می‌کند. در پایان نیز نام هر چیستان آورده شده است.

خورشیدی اینجا، خورشیدی آنجا
این کتاب، مجموعه اشعاری است پیرامون خورشید، گل، شبنم،‌ کتاب، نیلوفر و باران که با زبانی ساده و روان به همراه تصاویری ظریف و زیبا نوشته شده است.

آواز پوپک
آواز پوپک، عنوان یکی از سروده‌های کتاب: آواز پوپک است که از خاطرات کودکی‌ها، گندمزارها، آسمان و نغمه‌های پرندگان حکایت دارد. دیگر سروده‌های مجموعه نیز از دشت، باران، بهار و… است که با زبان ساده و روان با تصاویری زیبا بیان شده است.

بوی کال یـاس
این کتاب، مجموعه‌ای از سروده‌های شاعر درباره گنجشک‌ها، مارها و کلاغ‌ها است که در هر مورد زمینه ذهن و احساس شاعر که ریشه در کودکی‌ها دارد، نیز ارائه شده است.

صلح مثل چای تازه دم
این کتاب نیز مجموعه شعری کوتاه برای نوجوانان است که در آن دو شعر نیمایی کوتاه خطاب به نوجوانان کشور سروده شده است.

جعفر ابراهیمی معتقد است: این که به امامانی مانند حضرت هادی (ع) کمتر پرداخته شده است، هم کمبود منابع است و هم این که ما تجربه‌های دیداری و شنیداری و هم مطالعه‌ای درباره ائمه در میان مردممان داریم و متأسفانه بعضی از امامان مانند حضرت هادی‌ (ع) بین مردم مظلوم هستند. اگر درباره امامی مانند حضرت عسگری (ع) کار شده باشد، به خاطر امام زمان‌ (عج) است. حتی امامانی مانند امام حسن مجتبی‌ (ع) و امام کاظم (ع) هم مورد بی‌مهری جامعه ما هستند. به نظرم این مظلومیت در امامان بعد از امام رضا‌ (ع) دیده می‌شود و درباره امامان بعد از امام هشتم، کم کاری شده است.

 

شعـر خاطره‌انگیز

خوشا به حالت ای روستایی
چه شاد و خرم چه باصفایی
در شهر ما نیست جز دود و ماشین
دلم گرفته از آن و از این
در شهر ما نیست جز داد و فریاد
خوشا به حالت که هستی آزاد
ای کاش من هم پرنده بودم
با شادمانی پر می‌گشودم
می‌رفتم از شهر به روستایی
آنجا که دارد آب و هوایی

 

جـوایز

۱۳۶۷ - برگزیده “کتاب سال از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، برای کتاب: یک سنگ و یک دوست
- برگزیده کتاب سال، از طرف مجله سروش و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، برای کتاب: یک سنگ و یک دوست
۱۳۷۲ - برگزیده “کتاب سال، برای کتاب: آواز پوپک
۱۳۷۴ - دریافت جایزه بزرگ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، برای کتاب: آسمان ابری نیست
- کتاب برتر از طرف شورای کتاب کودک و مجله سروش نوجوان، برای کتاب: آواز پوپک
- دریافت نشان پرنده کانون کودکان و نوجوانان، برای کتاب: آواز پوپک
- برگزیده کتاب سال، برای کتاب: پلی به‌ سوی شعر - فصل خون مهتاب
- برگزیده سروش نوجوان، برای کتاب: بوی گنجشک
- برگزیده شورای کودک، برای کتاب: خورشیدی اینجا، خورشیدی آنجا
- دریافت جایزه بزرگ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، برای کتاب: آب مثل سلام
- دریافت دیپلم افتخار از جشنواره کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، برای کتاب: در کوچه‌های خیس
- دریافت جایزه اول جشنواره کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، برای کتاب: پلی به‌ سوی شعر - فصل خون مهتاب

برای شروع گفتگو و چت با همکاران ما، بر روی نام آنها کلیک کنید. در صورت ضرورت، به آدرس زیر ایمیل ارسال نمایید: info@artmag.ir

گفتـگو با ما در واتساپ
Close and go back to page
0
Shares