محمد جلیل رسولی

  • تـولد: 04. مهر 1326
  • محل تـولد: همـدان
  • بازدیدها: 6386

زندگی‌نامه، آثـار و سوابق هنری

وی كلاس اول ابتدایی را در شهر همدان گذراند و از سال سال 1335 زمان آغاز تحصیل در کلاس دوم ابتدایی، همراه با خانواده خود به تهران مهاجرت كرد. او از سال 1332 فعالیت در عرصه خوشنویسی را در مکتبخانه مرحوم حسین آقا در همدان شروع کرد. از سال 1340 تا 1345 به تلاش و تجربه در عرصه خطاطی پرداخت و در سال 1346 در آتلیه ای مستقل به فعالیت و کسب تجارب گوناگون مشغول شداولین دیدارش با استاد سید حسن میرخانی (سراج الکتاب)، در سال 1347 انجام شد و از سال 1347 تا 1351 در محضر استاد سید حسن میرخانی تعلیم خوشنویسی را گذرانداو در سال 1351 ازدواج کرد و در سال 1352 همزمان با تولد اولین فرزندش، اولین نمایشگاه انفرادی خود را در گالری سیحون برگزار کرد. استاد رسولی، در باره فعالیت های خوشنویسی خود می گوید: جذابیت خط همواره همراه من بود؛ و همین مسأله باعث شد از درس عقب بیفتم. من به شدت گرفتار خط خوش و زیبایی آن بودم و بهتر است بگویم خط مرا از سن 8 سالگی شكار كرد. در دبیرستانی كه درس می خواندم، به دلیل علاقه شدیدی كه به خط و نقاشی داشتم، از كلاس درس برخی معلمان بارها اخراج می شدم. خدا رحمت كند مرحوم پدرم را؛ ایشان روزی برای سركشی از وضعیت درسی من به دبیرستان آمدند. به ایشان گفته بودند كه این پسر درس بخوان نیست. راستش را بخواهید من به شدت گرفتار شده بودم و تمام زندگی ام شده بود خط و نقاشیدر دوران دبیرستان هر هفته روزنامه دیواری داشتیم و خطاطی و نقاشی و طراحی و كاریكاتور آن با من بود و هر شنبه بچه های دبیرستان می آمدند سراغ روزنامه و ما هم كلی شهرت كسب كرده بودیم. علاقه مندی من به خط و نقاشی آن قدر شدید بود كه باعث شد یكی دو سال ترك تحصیل كنم و در همین دوران بود كه در چند جا كار هم می كردممن سالها كار كردم و تجربیات زیادی را كسب نمودم، هر نوع كاری را كه در آن زمان در مورد خوشنویسی معمول بود انجام دادم. علاقه داشتم، می رفتم و به سرعت دریافت می كردم و می آموختم. یعنی برخی كارهایی را كه بعضی طی سالها تجربه یاد گرفته بودند، من در كمترین زمان ممكن یاد می گرفتم؛ مثل چاپ سیلك و طراحی نئون. در سن 21سالگی، دفتری را در كوچه برلن آن زمان تهران دایر كردم و بیشتر در كار طراحی و درشت نویسی بودم. یادم می آید در آن سالها این توانایی را داشتم كه یك كلمه را در 50 شكل مختلف بنویسم و كلی هم اسم در آورده بودم.

پس از طی مدتی، متوجه شدم این كارها دیگر مرا ارضا نمی كند و به نظرم بسیار سبك آمد. شروع كردم به ریزنویسی. دوستی داشتم كه خداوند رحمتش كند. روزی به دفترم آمد و به من پیشنهاد كرد به انجمن خوشنویسی بروم و سرانجام یك روز با ایشان به انجمن رفتیم و در آنجا بود كه به محضر مرحوم استاد سیدحسن میرخانی معرفی و با ایشان آشنا شدم. وقتی خط نویسی استاد حسن را دیدم، دلم را برد.

در نهایت اسم نویسی كردم و اولین سرمشق مرحوم استاد سیدحسن میرخانی كه به من دادند، این بود: "این جهان در دیده بیدار، خوابی بیش نیست" حدود سه سال در محضر استاد بودم و شاگردی می كردم. تمامی طراحی هایم را كنار گذاشتم كارم شده بود شاگردی مرحوم استاد حسن و هر سرمشق ایشان را در 60 صفحه می نوشتم. ایشان مرا خیلی تشویق می كردند، چون متوجه پشتكار من شده بودند و بالاخره توانستم در عرضسال درجه ممتازی را از انجمن بگیرم ارتباط من با مرحوم استاد سیدحسن میرخانی، پس از خروجم از انجمن همچنان ادامه داشت. ایشان دفتری داشتند در مسجد سپهسالار آن زمان كه من مرتب با ایشان ملاقات داشتم. ایشان نسبت به من محبت داشتند و من هم نسبت به ایشان عشق. بهترین اوقات من حضور در محضر ایشان بود. ساعتها بحث و صحبت و خوردن چند استكان چای كم رنگ همراه با آبنبات و همراه با یك دنیا صمیمیت و سادگی یكی از افتخاراتم، رابطه ام با مرحوم استاد حسن میرخانی بود كه تا روز رحلت ایشان همچنان ادامه داشت و هنوز هم خود را شاگرد كوچك آن مرحوم می دانمایشان مردی بزرگ و با تقوا و نورانی بودند.

كم كم احساس كردم می توانم نمایشگاه هم برگزار كنم. آن هم از خطوط چلیپا و سیاه مشق. قبلاً چون با رنگ كار كرده بودم و رنگها را می شناختم، به همین دلیل به سوی نقاشی خط روی آوردم. ناگفته نماند، قبل از من مرحوم استاد رضا مانی كه ایشان هم از استادان مسلم خط بودند، دو نمایشگاه برگزار كرده بودند. پس از ایشان آقای زنده رودی كه اینك در پاریس هستند و مرحوم پیرآرمان و استاد احصایی كه هم اكنون نیز دارند كار می كنند و همچنین استاد افچه ای، در برگزاری نمایشگاه كار كرده بودند. نمایشگاه اولم در گالری سیحون بود. اینجا لازم است نكته ای را به جوانان عزیزم یادآوری كنم. این طور نیست كه آدم یك شبه به همه جا برسد، باید زحمت بكشند. در هر حال مسئول گالری سیحون وقتی كارهایم را دید، گفت:فلانی. تا حالا كجا بودی؟ اولین نمایشگاهم گل كرد و مطرح شد. چند نمونه از كارهایم را همان شب اول خریدند، كه برایم بسیار جالب بود و به من كلی روحیه و انگیزه داد.

شروع كار نمایشگاهم بسیار خوب بود و باعث شد پشت سر هم نمایشگاه بگذارم. در نمایشگاه سوم بود كه ازدواج كردم . چون آدمی بودم كه از صفر شروع كرده و روی پای خودم ایستاده بودم، به همین خاطر خیلی كار می كردم؛ البته برای گذراندن زندگی كارهای بازاری هم انجام می دادم. هدفم تشكیل نمایشگاه بود، زیرا اعتقاد داشتم و دارم اگر قرار است حرفی بزنم و باید كارم را در اختیار نظر و نقد مردم قرار دهم. در این نمایشگاهها بود كه متوجه شدم همان هایی كه با من مخالفند، به من كلی چیز یاد می دهند.

من 30 نمایشگاه به همین طریق برگزار كردم و هر سال نمایشگاه هایم به لحاظ محتوا و تركیب با نمایشگاههای دیگر فرق داشت و همیشه مخاطبانم را با كار جدید و روشهای نو شگفت زده می كردم. البته نمی توانم نقش الطاف الهی را كه در من شوق و انگیزه نهاده بود، فراموش كنم.

چند عنوان كتاب چاپ كردم؛ آن هم با سرمایه خودم:"جام جهان"، "یادگار عشق" و ...

كتابهای من در كشورهای عربی مخاطب زیادی داشتند و دارند و تمامی خوشنویسهای عرب با من دوست و آشنا هستند. متجاوز از 20 نمایشگاه در كشورهایی مثل چین، ایتالیا، انگلیس، آلمان، قطر، دبی، پاكستان، سوریه، تركیه، لبنان برگزار كردم. یكی از كارهای خوب كتابتی من، دیوان حضرت امام(ره) بود كه خوشنویسی كردم. این دیوان را صفحه به صفحه به من دادند تا خوشنویسی كنم. آن موقع حضرت امام(ره) در قید حیات بودند و مرحوم حاج احمدآقا صفحه به صفحه آن را به من می دادند تا اینكه كتابت را به پایان رساندم.

كتاب دیگری را كه خوشنویسی كردم نهج البلاغه است كه متأسفانه نیمه كاره مانده است. برای حرم مطهر امام رضا(ع) كارهایی را انجام داده ام. كار سفارشی را هم حدود 16سال است قبول نكرده ام. آخرین كاری را كه انجام دادم یك سال پیش در حرم مطهر حضرت معصومه(س) شامل خط بیرونی گنبد بود كه در دو محور 37 متری نگاشته شده است. امروز خوشحالم از اینكه خط گنبد حرم حضرت معصومه(س) كار من است چون روی آن خط و برای آن كار، بسیار دقت كردم.

زمانی قبل تر، 70 یا 80 كار را در فرهنگسرای نیاوران به مدت 20 روز به نمایش گذاشتم كه اكثر خوشنویسهای كشور از آن بازدید كردند. از آقای خاتمی هم دعوت كردم، آمدند. به ایشان گفتمتابلوهایم را برای فروش عرضه نكرده ام، بلكه به نیت موزه آن را بر پا كرده ام. به من قول دادند، اما متأسفانه در عمل هیچ اتفاقی نیفتاد.اگر خدا بخواهد و زنده باشم، قرار است 40 تابلویم را به نمایش بگذارم كه طیسال شكل گرفته و برایم بسیار ارزشمند است. این كارها نتیجه تمامی تجربیات چهل ساله ام است.

چرا استادان قدیم وقتی خط را در حاشیه گنبدها و یا جاهای دیگر پیاده می كردند كارشان را با تمام وجود انجام می دادند؟ خوشنویس باید عاشق باشد؛ یعنی حتی پا را فراتر بگذارد و در حد جنون باشد. من 43 سال كار كرده ام؛ آن هم روزی 18ساعت. جوانان بدانند كه باید زحمت بكشندخداوند هم لطفی كرد و همسری به من داد كه موفقیت كاری ام را به میزان بسیار زیادی مدیون ایشان هستم، چون ایشان سی سال است كه با من زندگی می كنند و سبك تمامی خطها را می شناسندیادم می آید گهگاه خانم شام می آورد و من متوجه نمی شدم. غذا سرد می شد و ایشان دوباره آن را گرم می كرد و این كار چند بار اتفاق می افتاد. من این طور كار می كردم؛ بعضی وقتها خانم می پرسیدند كه آیا غذا خوشمزه بود؟ خوب بود؟ و من متعجبانه به او می گفتم، من اصلاً متوجه نشدم كه چه خورده ام.

هیچیک از كارهای 20 سال پیش خودم را قبول ندارم. من حتی كار دیشب خودم را هم قبول ندارم. به نظر من، عشق است كه هنر ناب را به وجود می آورد و به جز عشق هیچ قدرتی توان انجام آن كار را ندارد. همه چیز به تبحر و دانستن تكنیك نیست. من معتقدم خلق كردن فقط مربوط به خدای یگانه است. من یك وسیله ام، وقتی اثری را به وجود می آورم و خودم از آن لذت می برم، می گویم: خدایا. این تویی كه داری می نویسی. تو این هنر را در دستان من گذاشته ای تا من این خط را بنویسم، من خود را در آن دخیل نمی بینم. چون اگر می خواستم خودم را در این كار مؤثر بدانم، مطمئنم تا اینجا نمی آمدم و به آنچه كه باید نمی رسیدم.

برخی اوقات پیش می آید كه مطلبی را، جمله ای را، انتخاب می كنم و خیلی مصرم كه بنویسم. مثلاً در یك كار، هشت سال پیش به خدا گفتم كه می خواهم برایت تبلیغ كنم و می دانم كه تو نیاز به تبلیغ نداری. ولی می خواهم برایت بنویسم. شعری بود از كتاب "نخودكی" كه ترجمه فارسی آن این گونه است:"خداوند به حضرت داوود می گوید:برو به بندگانم این را بگو، آنهایی كه به من پشت كرده اند، اگر می دانستند كه من چگونه انتظار آنان را می كشم و چقدر مشتاق ترك نافرمانی آنان هستم، از شدت شوق می مردند و اعضای بدنشان از فرط عشق من از هم می گسست." من این مطلب را با گریه كار كردم. یك وقتی هم هست كه به صورت اتفاقی موضوعی برای نوشتن شكل می گیرد و گاه یك جرقه كافی است و حتی برخی اوقات یك كلمه حرف از یك فرد عادی برای من 4 سال خط سیر تعیین كرده است. كسی كه خط خوشی می نویسد و احساس می كند كه دلنشین و چشم نواز است، انگار خداوند به او دنیایی را داده است و این برای انسان كافی است.

من یك آدم فعال و سختكوش هستم و هیچ گاه تعریف كسی مرا خوشحال و تكذیب كسی ناراحتم نكرده است. پس از 40 سال كار در دنیای هنر، به دلیل وسعت و نامتناهی بودن آن، به این مرحله رسیده ام كه بگویم هیچ هم نیستم. من خیلی زحمت كشیده و خون دل خورده ام و عاشق كارم هستم و این عشق نسبت به سالهای اول كارم هیچ فرقی نكرده استمن خوشنویسی را مطهرترین هنرها می دانم. خوشنویسی برای من حالت عبادت را دارد. موقعی كه دارم سوره حمد را می نویسم، احساس نمی كنم كه مثلاً "نستعین" را زیباتر بنویسم؛ بلكه احساس می كنم خداوند دارد با من صحبت می كند و این كار عاشقانه و ارزشمند است. من زندگی ام را روی این كار گذاشته ام.

 خوشنویسی كار بسیار مشكلی است و باید آن قدر خون دل خورد تا بتوان یك چلیپای درست نوشت. به دست آوردن شیوه ای نو هم، چنین نیست كه شب بخوابید و صبح برخیزید و یك سبك نو را عرضه كنید. هر تغییر شیوه مثل كوچك كردن دایره ها و یا بزرگ كردن آنها، دایم در حال اتفاق است؛ اما آنچه پدیده می شود، چیز دیگری است. خوشنویسی كنونی ما پایه و اساسش همان سنت گذشته است و هر نوع نوآوری كه بر محور خوشنویسی اصیل نباشد، فاقد ارزش است. نوآوری زمانی ارزش می یابد كه كار كلاسیك را بدانید. در موسیقی و نقاشی هم همین طور است. كسی مجاز به نوآوری است كه كارش را به حد قابل قبولی رسانیده باشد و هر كسی نمی تواند این كار را بكند. بعضی افراد هستند كه نقاشی خط كار می كنند. من به اینها می گویم، اول بروید خط را یاد بگیرید بعد بیایید و تبلیغ كنید. یك نفر ترجیح می دهد خط را در قالب مركب سیاه، كاغذ سفید و قلم نی كار كند و صاف بنویسد و برود جلو؛ حتی بدون تركیب. یك نفر دیگر در حد سیاه مشق كار می كند و یكی دیگر می گوید من می خواهم مقداری از جنس خودم را در آن كار كنم و از روح خودم در آن خرج كنم. اگر مهارت فنی یك شخص تكامل یابد، تازه رونویس آثار میرعماد می شود.

در آخرین نمایشگاه كه در فرهنگسرای نیاوران بود، پوستری داشتم از "سوره حمد" همان كه میرعماد نوشته بود، ولی به نظر خودم سعی كردم روح خودم را در این خط بدمم؛ یعنی خط من باشد، خط جلیل رسولی باشد با مختصات خاص خودش. به نظر من، اگر امروز كسی صاحب سبك و شیوه باشد، یك هنرمند مطلق است و هیچ كس هم نمی تواند در این باب حرفی داشته باشد. خوشنویسهای قدیم 5 كیلو كاغذ را صرف نوشتن فقط حرف "ی" می كردند، چون برای اعتلای هنر باید مرارت، تمرین و ممارست داشته باشد تا تكامل یابد. اما اگر ناپخته خواسته باشید دست به نوآوری بزنید، من با آن مخالفم. باید یك واقعیت را قبول داشته باشیم و آن اینكه هنر در حال نزدیك شدن به مرزهای نوآوری و به روز شدن است؛ اما اصالتها نیز قابل ارزش است. من در كتاب "جام جهان" چند سال پیش این جمله را نوشتم: "اصول و قواعد سنتی خوشنویسی را پاس می دارم و بر آن ارج می نهم، اما برآنم تا با رهایی از تكرار چشمان مشتاق، شما را به ضیافت دیگری ببرم." كسی كه شاگرد مرحوم سیدحسن میرخانی است، تعصب دارد ولی اعتقادی به درجا زدن هم ندارد.

 استفاده از رنگ روغن این حسن را دارد كه می شود با آن خوب كار كرد و قاعده اش هم این است كه ابتدا از رنگ تیره استفاده شود و رنگ روشن آخرین مرحله آن است كه بعد كار را نشان می دهد. اگر حروفی را كه می نویسیم می خواهیم دورتر به نظر آید، باید از رنگ تیره استفاده شود و برعكس، حروفی را كه می خواهیم نزدیكتر به نظر آید، از رنگ روشن استفاده می كنیم؛ البته باید این كار را با توجه به رنگ زمینه انجام داد. من در مورد آشنایی و استفاده از رنگها هیچ گاه استاد نداشته ام، ولی به خاطر عشق و علاقه و سفرهای متعدد كه به پاریس داشتم و به موزه لوور زیاد می رفتم، آن را یاد گرفتم.

یادم می آید در نمایشگاهی كه در ژاپن به اجرا گذاشته بودم، با من مصاحبه ای كردندبه آنها گفتم، استاد خطم مرحوم استاد حسن بود، پرسیدند در مورد نوع و تلفیق رنگها در كدام دانشكده درس خوانده ای؟ گفتم:من اصلاً در این زمینه كلاس و استادی نداشته ام.

 یك كارهایی هست كه حتماً طراحی می خواهد، ابتداً در ذهنم طرح كوچكی از كار را تجسم و با خودكار روی كاغذ پیاده می كنم و آن قدر آن را ویراستاری می كنم تا به اصل نزدیك شود؛ بخصوص در نقاشی خط باید خیلی حساب و كتاب كرد. نوع و تركیب رنگها را باید دقیق محاسبه كرد، زیرا در غیر اینصورت رنگ ضعیف می تواند یك خط قوی و پخته را متأثر كند. من اعتقاد دارم اگر كسی رنگ را نمی شناسد، اصلاً آن را به كار نبرد. اما برخی كارها را بدون طراحی انجام می دهم كه بیشتر با مركب و گواش و رنگهای آبكی انجام می گیرد. كار فی البداهه را نمی توان با رنگ روغن انجام داد، اما از همین كارهای فی البداهه برخی اوقات اثر نابی خلق می شود كه ماندگار است. برای انجام كارهای سنگین و دقیق باید مغز و دست و روح تو مثل رایانه كار كند. باید اعصاب آرام داشته باشید، خوشبین باشید و به دنیا زیبا نگاه كنید تا روح شما در اثر دمیده شود. به نظر من، حالت اعتدال برای خلق آثار هنری به دست نمی آید، مگر با نزدیكی به خدا.

هنر خوشنویسی یك هنر مقدس و روحانی است. اگر جامعه می گوید كه رسولی موفق است، دلیلش این است كه او سعی كرده خود را به خدا نزدیك كند. به طور كامل نتوانسته ام، اما سعی خودم را كرده ام.

 كسی كه می خواهد هنر مدرن را وارد كارش بكند، باید كار كلاسیك را به طور كامل بداند؛ یعنی اگر كار كلاسیكش ضعیف باشد، از ارزش كارش كاسته خواهد شد. كسی كه می خواهد نقاشی كند، باید طراحی را خوب بداند، باید آناتومی اجسام را یاد داشته باشد.

پس برای اینكه هنر خوشنویسی درجا نزند و كهنه نماند، می توانیم به این هنر رنگ و بوی امروزی بدهیم؛ ولی با وقار و متعالی. كسی كه خوشنویسی كلاسیك را به طور كامل یاد گرفت، دلیل نمی شود تا 90 سالگی اش همیشه همان كار را ادامه دهد، بلكه او می تواند با توجه به توانمندی هایش از ذوق خود استفاده كند و با توجه به شناخت رنگ و تركیب آنها، دست به خلاقیت بزندبرای ورود به حیطه روشهای نو، باید بسیار دقت شود. نقاشی خط بسیار متفاوت تر از سیاه مشق است. من خودم بارها اتفاق افتاده برای قرار دادن یك نقطه، ساعتها وقت صرف می كنم كه آن را كجا بگذارم. برای نوآوری باید جسارت داشت، البته نه جسارت به معنای منفی آن، بلكه جسارت مثبت.

من قیمت كارهایم را همیشه خودم تعیین كرده ام و به كسی هم اجازه نمی دهم برای كارهایم قیمت تعیین كند. سالها قبل كاری را انجام داده بودم كه مربوط به سوره "نور" بود، به ابعاد یك متر در دو متر كه روی ورق طلا كار كرده بودم. از سازمان میراث فرهنگی آمده بودند چند نمونه كار را ببینند و خریداری كنند.این كار را بسیار پسندیدند و قیمت خواستند. گفتم از كویت هم آمده اند و من قیمت 12 میلیون تومان را پیشنهاد داده ام، ولی به شما قیمت 8 میلیون را می دهم، آن هم به خاطر اینكه تابلو در داخل كشور بماند. گفتند بعداً خبر می دهیم كه ندادند، كویتی ها هم آمدند و با همان قیمت 12میلیون تابلو را خریدند و بردند.

من به آقای خاتمی هم این موضوع را گفتم و از ایشان درخواست كردم نگذارند تابلوهایم از كشور خارج شود. تابلویی كه عرض كردم، مربوط به 8 سال قبل بود؛ اما كارهای جدیدم قیمتهایی دارد كه فكر نمی كنم كسی جرأت كند قدم پیش بگذاردتا به حال برای فروش تابلوهایم كه خوب یا بد فروش كند، تكنیكی را انتخاب نكرده ام. هر چه دلم و فكرم دستور داده عمل كرده ام. تاكنون هیچگاه برای خوشامد كسی هم خط ننوشته ام و هر چه نوشته ام با اراده خودم بوده. تكنیك یك جوهره شخصی است و دستوری نیست. یك هنرمند باید بداند كه روح و روانش به كدام سمت و سو تمایل دارد، به زور نمی توان كاری را انجام داد.

كشورهای عربی مثل قطر، كویت، لبنان و سوریه بیشتر شوق خرید تابلوهایم را دارند من اصلاً اعتقادی به .هنر مدرن غربی ندارم، بخصوص در هنر خط، چون، در این زمینه آن قدر سرمایه دار هستیم كه نیاز به گدایی از غربی ها نداشته باشیم. نمی گویم به طور صد در صد بد است، می توان كمك هم گرفت، ولی خوشنویسی، راه شناخته شده و مجزایی دارد. ما در نقاشی خط، آن قدر حیطه وسیع و عمیقی داریم كه نیاز به اتكای هنر غرب نداریمالبته باید از تكنیك آنها برداشت كرد، من به تكنیك اعتقاد دارم ولی به "ایسم" های خارجی اعتقادی ندارممن خط مدرن را دوست دارم و در آخرین 40 تابلویی كه برای نمایشگاه آماده است، به این نتیجه رسیدم كه كارم مدرن است، اما عصاره همه آنها ایرانی است.

 من فكر می كنم آن كاری را می كنم كه مرحوم استادحسن می كرد. یادم می آید وقتی برای تعلیم در محضر ایشان بودیم، یك ربع شعر می گفتند و یك ربع هم در مورد اخلاقیات و انسانیت بحث می كردند. ایشان می فرمودند:"برای هنرمند شدن باید یك انسان خوب بود".

 من همه را قبول دارم، فقط با خودم رقابت می كنم و سعی ام بر این است كاری را انجام دهم كه پس از من مورد قبول و احترام نسلهای بعدی قرار گیرد. من درصدد كوچك كردن كسی نیستم و برای خوشنویسها، حرمت بسیاری قایلم.در مراسمی كه برای چهره های ماندگار انجام شد، پس از دریافت جایزه، در مصاحبه ای گفتم كه من این جایزه را متعلق به تمامی خوشنویسان ایران می دانم و افتخارم این است كه توانسته ام به هنر خوشنویسی ارزش بدهم. به نظر من، اگر قرار باشد خودت را معطل كار و عمل كوچك و نحیفی به نام رقابت بكنی، از واقعیت ها دور می افتی. باید با اقتدار راه خودت را تا رسیدن به هدف طی كنی.

 

 فعـالیت ها و آثار 

- دهها نمایشگاه در داخل و خارج از كشور، نتیجه بیش از 40 سال ممارست و كار شبانه روزی و طاقت فرسای اوست. استاد را در بسیاری از كشورها به خوبی می شناسند و با نیكی و احترام از او یاد می كنند؛ كشورهایی نظیر، سوریه، لبنان، كویت، قطر، فرانسه، انگلستان، چین، ایتالیا، آلمان، تركیه و پاكستان و ... از نمایشگاه های استاد به خوبی استقبال كرده‌اندبزرگداشت وی در سال ۱۳۹۳ برگزار شداو درطول سال های فعالیت هنری اش از آثار هنرمندان اروپا دیدن کرد.  آثار نقاشیخط جلیل رسولی در داخل و خارج از کشور به دفعات فراوان در قالب نمایشگاه برگزار شده و مورد بازدید مخاطبان خارجی و داخلی همراه با تحسین منتقدین هنر قرار گرفته است.

- کتابت دیوان امام خمینی - به چاپ پنجاهم نیز رسید
- کتابت داستان فرود از شاهنامه فردوسی
- جان جانان (مجموعه آثـار)
- چهار فصل (مجموعه آثـار)
- یادگار عشق (مجموعه آثـار)
- ترجمه نهج البلاغه دکتر شهیدی
- باغ ملکوت (مجموعه آثـار) - تقدیم به سالار کربلا، امام حسین (ع)
- مرقع باغ سبز
- مرقع یادگار
- مجموعه 30 سال تلاش در زمینه خط و نقاشیخط
- برگزیده شدن در جشنواره خوشنویسی جهان اسلام در تهران به سال ۱۳۷۵
- نور علی نور - (مجموعه آثـار) - با محوریت موضوعات قرآنی و در قالب نقاشی‌خط
- بیتی از فردوسی با خوشنویسی این هنرمند بر پشت اسکناس پنج هزار تومانی نقش بسته است.
- نام نوشت فیلم محمد - ساخته مجید مجیدی

وی درباره چگونگی ایجاد نام نوشت فیلم محمد گفت: پس از مدتی یک محمد رسول‌الله گرافیکی نوشتم که به نظرم کار خوب و متفاوتی بود و از آثاری که داوری کرده بودیم نیز قوی‌تر آمد اما بعد از آنکه چن روز به این اثر فقط نگاه می‌کردم به این نتیجه رسیدم که از جنس فیلم نیست و با وجود انکه نام‌نوشت خوبی است اما نمی‌تواند پیام فیلم را منتقل کند. وی ادامه داد: در نهایت به خود پیامبر توسل کردم و ناخودآگاه یک مرکب قهوه‌ای رنگ را جلوی خودم گذاشتم و با انگشت اشاره‌ام شروع به نوشتن کردم که برای اولین بار در تمام طول خوشنویسی‌ام این شیوه را اجرا می‌کردم. در هنگام نوشتن ابتدا انگشتم به لرزش افتاد که برای خودم هم تعجب برانگیز بود چرا که من به قدرت دست مشهور بودم اما بعد از مدتی تمام تنم به لرزش افتاد و متوجه شدم کاری که دارم انجام می‌دهم درست است و با اتمام آن به آرامش رسیدم. استاد رسولی در خاتمه گفت: برای من باعث افتخار است که اسم‌نوشت من بر پیشانی این فیلم نقش خواهد بست و مطمئن هستم فیلم محمد رسول الله در جهان اسلام باعث افتخار خواهد شد.

  

برای شروع گفتگو و چت با همکاران ما، بر روی نام آنها کلیک کنید. در صورت ضرورت، به آدرس زیر ایمیل ارسال نمایید: info@artmag.ir

گفتـگو با ما در واتساپ
Close and go back to page
0
Shares