درگذشت هنرمند عکاس و پیشکسوت عکاسی مستند ایران
استاد محسن راستانی، از چهرههای تأثیرگذار عکاسی معاصر

محسن راستانی، عکاس و هنرمند شناختهشده و پیشکسوت عکاسی مستند ایران، در ۶۸ سالگی و پس از تحمل یک دوره بیماری درگذشت.
به گزارش مجله هنر، او از چهرههای تأثیرگذار عکاسی معاصر ایران بود که با ثبت تصاویر جنگ، زندگی مردم و تحولات اجتماعی، بخشی از تاریخ تصویری کشور را به ثبت رساند.
درگذشت محسن راستانی، بار دیگر توجهها را به کارنامه هنرمندی جلب کرد که بخشی از تاریخ معاصر ایران را از دریچه دوربین خود روایت کرده بود.
محسن راستانی، در ششم دیماه ۱۳۳۷ در خرمشهر متولد شد؛ تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته عکاسی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران گذراند و در سال ۱۳۶۶ مدرک کارشناسی این رشته را دریافت کرد. مسیر حرفهای او در دورهای شکل گرفت که جنگ ایران و عراق، یکی از موضوعات مهم عکاسی خبری و مستند ایران بود.
بر همین اساس، وی فعالیت حرفهای خود را در سالهای جنگ ایران و عراق آغاز کرد؛ دورهای که برخی از عکاسان خبری، علاوه بر ثبت صحنههای جنگی و نظامی، به سراغ ثبت و نمایش زندگی مردم در سایه جنگ و پیامدهای جنگی، رفتند. راستانی نیز در همین مسیر قدم برداشت و بخشی مهم از هویت حرفهایاش را شکل داد.
استاد محسن راستانی، در بیش از چهار دهه فعالیت حرفهای، رویدادهای جنگ و زندگی اجتماعی را در ایران و کشورهای دیگر ثبت کرد. از عکسهای جنگ تحمیلی در ایران، جنگهای بیروت و بوسنی گرفته تا مجموعه «خانواده ایرانی»، کارنامه او طیف متنوعی از تجربههای انسانی و اجتماعی را در بر میگیرد که به بخشی از حافظه تاریخی امروز ما بدل شده است.
نگاه او به عکاسی، محدود به ثبت رویدادها نبود و زندگی اجتماعی و تجربه زیسته مردم نیز در میان دغدغههای حرفهای او جایگاه ویژهای داشت.
خانواده ایرانی؛ روایتی تصویری از جامعه ایران
یکی از شناختهشدهترین پروژههای زندهیاد محسن راستانی، مجموعه عکس خانواده ایرانی است؛ اثری مستند که خانوادههایی از گروهها و طبقات اجتماعی گوناگون را در برابر دوربین او قرار میدهد.
وی در این مجموعه عکس، با استفاده از پسزمینهای ساده و ترکیببندیهایی نسبتا یکسان، چهره خانوادهها را در مرکز توجه قرار میداد. در این تصاویر، تفاوتهای فرهنگی، اجتماعی و سبک زندگی خانوادههای ایرانی، بدون نیاز به روایت کلامی طولانی، پیش چشم مخاطب قرار میگیرد. این مجموعه به دلیل نگاه مستند و شیوه بصری متمایزش، از آثار شاخص عکاسی معاصر ایران به شمار میرود.
در شماره ۱۸۶ «پاریس ریویو» که در پاییز ۲۰۰۸ منتشر شد، مجموعه «خانواده ایرانی» به مخاطبان بینالمللی معرفی شد و در توضیح این مجموعه آمده بود که راستانی طی 15 سال به نقاط مختلف ایران سفر کرده و از خانوادهها پرتره گرفته است.
راستانی درباره مجموعه خانواده ایرانی گفته بود که برای عکاسی از این خانوادهها، صرفاً به ثبت شتابزده تصاویر بسنده نمیکرد؛ گاهی ساعتها با افراد صحبت میکرد تا در برابر دوربین، خودشان باشند. از نگاه او، حتی نحوه ایستادن اعضای خانواده در کنار یکدیگر میتوانست نشانهای از مناسبات و مسئولیتهای درون خانواده باشد.
از ویژگیهای مهم این پروژه، قابلیت ارتباط آن با مخاطبانی بیرون از مرزهای ایران است. راستانی به این موضوع اشاره کرده بود که خانواده، با وجود تفاوتهای فرهنگی و ظاهری، تجربهای آشنا برای انسانها است. مخاطب خارجی میتواند در این تصاویر، هم تفاوتهای جامعه ایرانی را ببیند و هم شباهتهای بنیادین روابط خانوادگی را بازشناسد.
در امتداد این پروژه و تلاش برای شناخت و معرفی سبک زندگی ایرانی، راستانی به سراغ پروژه تیپهای اجتماعی شهر تهران رفت. در این مسیر، شهر نه فقط مجموعهای از ساختمانها و خیابانها، بلکه عرصه حضور گروههای مختلف جامعه و شیوههای متنوع زندگی آنها بود.
آثار محسن راستانی در نمایشگاههای داخلی و بینالمللی متعددی به نمایش درآمدند. از جمله، او در دوسالانه ونیز در سال ۲۰۱۱ حضور داشت و آثارش در قالب نمایشگاه «تاریخ ویرایشنشده؛ ایران ۱۹۶۰ تا ۲۰۱۴» در موزه هنرهای مدرن پاریس و موزه هنرهای قرن بیستویکم رم (MAXXI) ارائه شدند.
محسن راستانی، همچنین در رویدادهای عکاسی داخلی و بینالمللی جوایزی کسب کرد. او از برگزیدگان چهارمین نمایشگاه سالانه عکس ایران در سال ۱۳۷۰ و نمایشگاه بینالمللی عکاسی خلاق انگلستان بود. همچنین، در سال ۱۳۸۴ جایزه نخست مجموعه عکس سیاه و سفید دهمین دوسالانه عکس ایران را به دست آورد.
راستانی در کنار مجموعه عکس خانواده ایرانی، پروژه: تیپهای اجتماعی شهر تهران را نیز دنبال کرد و این مجموعه، امتداد همان علاقه به شناخت جامعه از طریق چهرههای انسانی بود، اما این بار شهر و تنوع اجتماعی آن در مرکز توجه قرار داشت.
کارنامهای فراتر از عکاسی جنگ
راستانی در طول فعالیت حرفهای خود مسئولیتها و تجربههای متعددی را در عرصه عکاسی خبری، مطبوعاتی و آموزشی برعهده داشت. همکاری با خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، مسئولیت بخش عکاسی جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران در سال ۱۳۶۴، دبیری سرویس عکس مجله تصویر و روزنامه صبح امروز و تدریس در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، بخشی از سوابق او بود.
سالها پس از آغاز جنگ ایران و عراق، راستانی دوربین خود را به جغرافیای دیگری برد و این بار نه خرمشهر و آبادان، بلکه بوسنی سوژه بود؛ راستانی در میانه دهه ۱۹۹۰ از بوسنی عکاسی کرد و تصاویری از پیامدهای انسانی این جنگ به جا گذاشت. حاصل بخشی از این تجربه، بعدها در کتاب زمان سخت منتشر شد.

در کارنامه او، پروژهها و گزارشهای تصویری از آلمان، بیروت، بوسنی و هرزگوین، ارمنستان و دیگر نقاط نیز دیده میشود. این گستره جغرافیایی، به آثار او امکان میداد تا در کنار ثبت تجربههای خاص هر منطقه، به موضوعات مشترک انسانی نیز نزدیک شود.
زندهیاد محسن راستانی، در گفتوگویی که مجله «انسل» در سال ۱۴۰۵ منتشر کرد، مسیر عکاسی او از جنگ ایران و عراق تا لبنان و بوسنی مورد توجه قرار گرفت.
فعالیت راستانی به ایران محدود نماند و آثار او در نمایشگاهها و رویدادهای بینالمللی مختلف، ازجمله دوسالانه سائوپائولو در سال ۱۹۹۸، دوسالانه ونیز در سال ۲۰۰۳ و دوسالانه گوانگجو در سال ۲۰۰۶ ارائه شد. آثار وی همچنین در نهادهای هنری بینالمللی به نمایش درآمد.
او در سالهای جنگ ایران و عراق و همچنین در جریان جنگ داخلی لبنان و درگیریهای بوسنی و هرزگوین عکاسی کرد. این تجربهها، گستره جغرافیایی فعالیت او را از ایران فراتر برد.
یکی از مهمترین آثار او در این زمینه، کتاب زمان سخت (The Hard Time) است؛ مجموعهای از عکسهای جنگ بوسنی که به تصاویر ثبتشده او در فاصله سالهای ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ اختصاص دارد. این کتاب در سال ۱۳۹۳ منتشر شد و بخشی از تجربه عکاس را در مواجهه با یکی از تلخترین بحرانهای انسانی اروپا در اواخر قرن بیستم نشان میدهد.
عضویت در هیئت مؤسس انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ایران و انجمن عکاسان ایران، عضویت در شورای سیاستگذاری یازدهمین دوسالانه عکس ایران، داوری جشنوارهها و مسابقات عکاسی ملی و بینالمللی و حضور در نمایشگاههای انفرادی و گروهی در داخل و خارج از کشور نیز از دیگر فعالیتهای این هنرمند به شمار میرود. راستانی همچنین مقالات متعددی در مطبوعات ایران منتشر کرد و جوایزی از رقابتهای داخلی و خارجی به دست آورد.
عشق به عکاسی تا واپسین روزها
راستانی چندی پیش، در حالی که دوره درمان بیماری خود را سپری میکرد، به موزه هنرهای معاصر تهران رفت و از نمایشگاه عکس: این صورت باقی دیدن کرد. حضور او در این نمایشگاه، در شرایطی که از بیماری رنج میبرد، نشانهای از پیوند عمیق او با هنر عکاسی بود؛ علاقهای که حتی دشواریهای جسمی نیز نتوانسته بود از آن بکاهد.
شاید امروز، در مرور زندگی و کارنامه این عکاس فقید، بازخوانی جملهای از یکی از یادداشتهایش معنای دیگری پیدا کند؛ جملهای که میتواند عصاره نگاه او به زندگی و ماندگاری باشد: «تا ابد زندهام. تا خدا هست من هم زندهام.»
ماههای پایانی زندگی محسن راستانی، با بیماری و درمان سپری شد و مدتی به دلیل بیماری پیشرفته روده در بیمارستانی در شهر فورت، نزدیک نورنبرگ آلمان، بستری بود. در آن روزها، موضوع حضور خانوادهاش در کنار او نیز رسانهای شد. الین، همسر آلمانی راستانی، از او مراقبت میکرد، اما او خواستار حضور دختر و نوهاش، رایحه و دانیال نیز بود. سرانجام راستانی در مرداد ۱۴۰۵ به ایران بازگشت و در بابلسر، نزد دخترش ساکن شد و درمان او در ایران نیز ادامه یافت.
مسعود زندهروح کرمانی، عکاس و از هنرمندان پیشکسوت عکاسی، صبح سوم آبان در گفتوگو با خبرگزاری مهر از آخرین تماس تلفنی خود با راستانی خبر داد و گفت که شب پیش از درگذشت با راستانی صحبت کرده و دوستش درد داشته است.
زمان تشییع پیکر زندهیاد محسن راستانی
مراسم تشییع و وداع با پیکر محسن راستانی، روز سهشنبه ۵ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۰ صبح از مقابل خانه هنرمندان ایران برگزار میشود. با درگذشت این هنرمند، جامعه عکاسی ایران یکی از چهرههای باسابقه خود را از دست داد؛ هنرمندی که سالها از زندگی مردم و لحظههای تاریخ معاصر ایران تصویر ساخت و بخشی از حافظه تصویری جامعه را ثبت کرد.
هیئت تحریریه پرتال دوزبانه مجله هنر، درگذشت استاد محسن راستانی، هنرمند عکاس و تصویرگر وقایع جنگ تحمیلی هشت ساله و پیشکسوت مستندنگاری را به جامعه هنرمندان و عموم علاقمندان هنر عکاسی تسلیت میگوید.





















پشتیبانی سایتبا مـا در تماس باشید. info@artmag.ir
ارسال پیـام در روبیکا
ارسال پیـام در بله
چت در واتساپ